عوامل پیدایش نهضت امام حسین علیه السلام
سه عامل در پیدایش این قیام و نهضت اثر داشت
درخواست بیعت از امام حسین برای یزید و وارد آوردن فشار به آن حضرت بدین منظور
دعوت مردم کوفه از امام حسین
عامل امر به معروف و نهی از منمر که امام حسین از روز نخست از مدینه به این شعار حرکت کرد
تکنون هر کدام از اینها را توضیح می دهیم تا ببینیم قیام امام حسین با توجه به هر یک از اینها چه ماهیتی داشته و سهم هر کدام از اینها در این انقلاب چقدر بوده است ؟
مخالفت با بیعت با یزید
از نظر زمانی نخستین عامل درخواست بیعت از امام حسین علیه السلام از طرف حکومت یزید و مخالفت آن حضرت با این بیعت است چنانکه مورخان می گویند پس از مرگ معاویه در نیمه ماه رجب سال 60 هجری یزید به ولیدبن عتبه بن ابی سفیان حاکم مدینه نوشت که از حسین بن علی برای خلافت او بیعت بگیرد و به وی فرصت تاخیر در این کار ندهد با رسیدن نام یزید حاکم مدینه حسین بن علی را خواست و موضوع را با او درمیان گذاشت حسین علیه السلام که از زمان حیات معاویه با ولیعهدی یزید بشدت مخالفت کرده بود این بار نیز از بیعت سرباز زد زیرا بیعت با یزید نه تنها به معنای صحه گذاشتن بر خلافت شخص ننگینی مانند او بود بلکه به معنای تایید بدعت بزرگی همچون تاسیس رژیم سلطنتی بود که معاویه آن را پایه گذاری کرده بود چند روز فشار از طرف حاکم مدینه ادامه داشت ولی امام در برابر آن مقاومت می کرد بر اثر تشدید فشار حضرت در 28 رجب با اعضای خانواده و گروهی از بنی هاشم مدینه را به سوی مکه ترک گفت و در سوم شعبان وارد این شهر شد
انتخاب مکه از میان شهرهای مختلف به این دلیل بود که مکه حرم امن بود و علاوه بر آن موسم حج در پیش بود و با توجه به اجتماع قریب الوقوع حجاج در مکه این شهر بهترین جا برای ابلاغ پیام امام و رساندن اهداف او به اطلاع مسلمانان بود نهضت امام حسین تا اینجا ماهیت عکس العملی داشت آنهم عکس العمل منفی در برابر یک تقاضای نامشروع زیرا حکومت یزید از او با فشار و اصرار بیعت می خواست و او خودداری می ورزید ولی در هر حال این موضوع روشن است که امام پیش از آنکه دعوت کوفیان پیش آید در برابر فشار حکومت یزید از خود مخالفت نشان داد و اگر دعوت آنان نیز نبود باز امام با یزید بیعت نمی کرد
دعوت کوفیان از امام حیسن علیه السلام
امام که در سوم شعبان وارد مکه شده بود در این شهر اقامت گزید و به افشای ماهیت ضد اسلامی رژیم وقت پرداخت گزارش مخالفت اام با خلافت یزید و اقامت او در مکه به عراق رسید مردم کوفه که خاطره حکومت عدل امام علی علیه السلام در حدود بیست سال پیش را در خاطر داشتند و آثار تعلیم و تربیت امیرمومنان علیه السلام در آن شهر بکلی از میان نرفته بود و هنوز یتیمهایی که علی بزرگ کرده و بیوه هایی که از آنها سرپرستی کرده بود زنده بودند دور هم گرد آمدند و با ارزیابی اوضاع تصمیم گرفتند از اطاعت یزید سرباز زده از حسین بن علی جهت رهبری خود دعوت کنند و از او پیروی نمایند به دنبال این مذاکرات سران شیعیان کوفه مانند سلیمان بن صرد خزاعی مسیب بن نجبه رفاعه بن شداد بجلی جبیب بن مظاهر نامه هایی به امام حسین نوشتند و از او دعوت کردند به عراق برود و رهبری آنان را در دست بگیرد نخستین نامه در دهم ماه رمضان سال هجری به دست امام رسید ارسال نامه ها از طرف شخصیتها و گروههای متعددد کوفی همچنان ادامه یافت به طوری که تنها در یک روز ششثد نامه به دست امام رسید و مجموع نامه هایی که بتدریج می رسید بالغ بر داوزده هزار نامه گردید امام حسین با توجه به این استقبال عظیم و سیل نامه ها و تقاضا ها چئن احساس وظیفه کرد که در خواست عراقیان را بپذیرد عکس العمل مثبت نشان داد و پسر عموی خود مسلم بن عقیل را به نمایندگی خود به کوفه اعزام نمود تا اوضاع عراق را مطالعه کرده نتیجه را گزارش کند و اگر مردم کوفه عملا به آنچه نوشته اند ئفادارند امام نیز رهسپار عراق گردد
چنانکه ملاحظه می شود برخورد امام حسین با دعوت کوفیان عکس العمل مثبت بوده و ماهیت اقدام حضرت ماهیت مثبت است و نوعی همکاری و تعاون با عراقیان به شمار می رود با توجه به آنچه گفته شد روشن می گردد که امام حسین علیه السلام در مکه از نظر خودداری از بیعت یزید دیگر وظیفه ای به عهده نداشت چون در هر حال بیعت نکرده بود اما دعوت کوفیان بعد تازه ای به قضیه داد وظیفه تازه ای برای امام ایجاد کرد گویی ارزیابی امام این بود حال که کوفیان با این همه اصرار و اشتیاق مرا دعوت کرده اند به عراق می روم اگر آنان به وعده های خود وفادار بودند که چه بهتر و اگر چنین نبود باز به مکه بر می گردم یا به یکی از مناطق اسلامی می روم بدین ترتیب از نظر زنانی خودداری از بیعت یزید پیش از آن بود که اسمی از دعوت کوفیان به میان آید و نخستین نامه کوفیان نیز در حدود چهل روز پس از اقامت امام حسین در مکه به دست آن حضرت رسید بنابراین مسئله این نیست که چون امام از طرف مردم کوفه دعوت شده بود با یزید بیعت نکرد بلکه ابتدا از بیعت خودداری کرد و سپس نامه های کوفیان را دریافت داشت یعنی اگر کوفه ای هم نبود و اگر مردمی هم او را دعوت نمی کردند و اگر تمام اقطار زمین را بر او تنگ می گرفتند باز با یزید بیعت نمی کرد
عامل امر به معروف و نهی از منکر
امام از روز نخست از مدینه با شعار امر به معروف و نهی از منکر حرکت کرد از این نظر مسوله این نبود که چون از امام حسین بیعت خواسته اند و او بیعت نکرده پس قیام می کند بلکه اگر بیعت هم نمی خواستند باز قیام را لازم می دانست نیز مسئله این نبود که چون مردم کوفه از او دعوت کرده اند قیام می کند زیرا دیدیم که حدود یک ماه و نیم بعد از خودداری از بیعت بود که دعوت کوفیان آغاز شد از این دیدگاه منطق امام منطق اعتراض و تهاجم بر حکومت ضد اسلامی بود منطق او این بود که چون جهان اسلام را منکرات و فساد و آلودگی فرا گرفته و حکومت وقت به صورت سرچشمه فساد در آمده است او به حکم مسئولیت شرعی و وظیفه الهی خود باید قیام کند
ارزش هر یک از عوامل سه گانه
بی شک عامل اجابت دعوت مردم کوفه ارزشی بسیاردارد زیرا حضرت در پاسخ مردمی که از اطاعت یزید سرپیچی نموده و او را برای رهبری خود دعوت کرده بودند آمادگی خد را اعلام کرد و اگر اوضاع و شرائط مساعد بود اقدام به تشکیل حکومت اسلامی می نمود اما خودداری حضرت از بیعت یزید ارزشی بیشتر دارد زیرا امام بارها اعلام کرد که به هر قیمت و در برابر هرگونه فشاری با یزید بیعت نخواهد کرد و این امر ایستادگی و مقاومت حضرت را در برابر زور و فشار نشان می دهد ولی بیشترین ارزش را عامل سوم یعنی امر به معروف و نهی از منکر دارد زیرا در اینجا اقدام حضرت نه جنبه عکس العمل و دفاع داشت و نه جنبه همکاری و تعاون اجابت دعوت بلکه جنبه تهاجم و پرخاش و اعتراض داشت اگر دعوت مردم کوفه عامل اساسی بود وقتی که خبر رسید که زمینه کوفه منتفی شده است طبعا امام دست از سخنان و مواضع خود بر می داشت و از ادامه سفر به سوی عراق صرفنظر می کرد اما می بینیم داغترین خطبه های امام حسین و شورانگیز ترین و پرهیجانترین سخنان او بعد از ماجرای شهادت حضرت مسلم است از اینجا روشم می گردد که امام تا چه اندازه روی عامل امر به معروف و نهی از منکر تکیه داشت و تا چه حد نسبت حکومت فاسد یزید مهاجم و پرخاشگر بود
وصیت نامه اعتقادی سیاسی امام
امام پیش از حرکت از مدینه وسیتنامه ای خطاب به برادرش محمد حنفیه نوشت و طی آن علت قیام و نهضت خود را اصلاح امور امت اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر و زنده کردن سیره جدش پیامبر و پدرش علی معرفی کرد امام در این وصیتنامه پس از بیان عقیده خویش درباره توحید و نبوت و معاد چنین نوشت ...من نه از روی خود خواهی و سرکشی و هوسرانی از مدینه خارج می گردم و نه برای ایجاد فساد و ستمگری بلکه هدف من از این حرکت اصلاح مفاسد امت جدم و منظورم امر به معروف و نهی از منکر است و می خواهم سیره جدم و پدرم علی بن ابیطالت را در پیش گیرم هر کس در این راه به پاس احترام حق از من پیروی کند راخ خود را در پیش خواهم گرفت تا خداوند میان من و این قوم داوری کند که او بهترین داوران است
چنانکه می بینیم امام در این وصیتنامه انگیزه قیام خود را چهار چیز اعلام می کند
اصلاح امور است
امر به معروف
نهی از منکر
پیروی از سیره جدش پیامبر و پدرش علی و زنده کردن سیره آن دو بزرگوار
سکوت نابخشودنی
امام حسین هنگام عزیمت به سوی عراق در منزلی بنام بیضه خطاب به سپاه حر خطبه ای ایراد کرد و طی آن انگیزه قیام خود را چنین شرح داد مردم پیامبر خدا فرمود هر مسلمانی با سلطان ستمگری مواجه گردد که حرام خدا را حلال شمرده و پیمان الهی را درهم می شکند با سنت و قانون پیامبر از در مخالفت در آمده در میان بندگان خدا راه گناه و معصیت و عدوان و دشمنی در پیش می گیرد ولی او در مقابل چنین سلطانی با عمل و یا با گفتار اظهار مخالفت نکند بر خداوند است که این فرد را به کیفر همان ستمگر آتش جهنم محکوم سازد
مردم آگاه باشید اینان بنی امیه اطاعت خدا را ترک و پیروی از شیطان را برخود فرض نموده اند فساد را ترویج و حدود الهی را تعطیل نموده فی را که مختص به خاندان پیامبر است به خود اختصاص داده اند و من به هدایت و رهبری جامعه مسلمانان و قیام بر ضد این همه فساد و مفسدین که دین جدم را تغییر داده اند از دیگران شایسته ترم ....
محو سنتها و رواج بدعتها
امام پس از ورود به مکه نامه ای به سران قبایل بصره فرستاد و طی آن پس از اشاره به دوران خلفای گذشته که در آن پیشوایان راستین اسلام را از طحنه سیاست کنار گذاشتند و این پیشوایان برای جلوگیری از اختلاف و تفرقه و به خاطر مصالح عالی اسلام این وضع را تحمل کردند چنین نوشت ...
اینک پیک خود را با این نامه به سوی شما می فرستم شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر دعوت می کنم زیرا در شرائطی قرار گرفته ایم که سنت پیامبر بکلی از بین رفته و بدعتها زنده شده است اگر سخن مرا بشنوید شما را به راه راست هدایت خواهم کرد درود و رحمت و برکات خدا بر شما باد
دیگر به حق عمل نمی شود
امام حسین علیه السلام در راه عراق در منزلی بنام ذی حسم در میان یاران خود بپا خاست و خطبه ای بدین شرح ایراد نمود
پیشامد ما همین است که می بینید جدا اوضاع زمان دگرگون شده زشتیها آشکار و نیکیها و فضیلتها از محیط ما رخت بر بسته است و از فضیلتها جز اندکی مانند قطرات ته مانده ظرف آب باقی نمانده است مردم در زندگی پست و ذلتباری به سر می برند و صحنه زندگی همچون چراگاهی سنگلاخ و کم علف به جایگاه سخت و دشواری تبدیل شده است آیا نمی بینید که دیگر به حق عمل نمی شود و از باطل خود داری نمی شود ؟ در چنین وضعی جا دارد که شخص با ایمان مشتاق دیدار پروردگار باشد در چنین محیط ذلتبار و آلوده ای مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز رنج و آزردگی و ملال نمی دانم این مردم بردگان دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان می باشد حمایت و پشتیبانیشان از دین تا آنجا است که زندگیشان همراه با رفاه و آسایش باشد و آنگاه که در بوته امتحان قرار گرفتند دینداران کم خواهند بود